در درون تپش قلب من امشب
غزل از عمق وجود می نالد
و خدا می خندد
بلبل از عمق وجود می رقصد
ساز پرواز،نای جشن و میل عشق
به خدا شاخ درختان همه رقصان شده اند
آرزویم با تو بودن،باتو ماندن شده امشب
امشب شب ابتهاج توست
شب رقصیدن و خنده های توست
بخدا امشب من عطر خدایی دارد
دل من،درون من،وجود من، همه همیارتو امشب
همه در وصف،همه در خلقت بودن همه در وجود توست..
کاش که من پروانه بودم پر پرواز می داشتم
کاش که من حلقه ی اشکی مثل یک ابر بهاری
ولی ای کاش نبودم ز تو پنهان
به سان چشمهایت عجب از دلم ربودی
جان و قلب بیکرانم
امشب است جشن و شبِ عشق،
جشن لبخند خداوند ز من و تو
تا تو هستی باکی از عالم ندارم
امشب است رقص ملکها در پی آمدن تو
امشب است روح من وتو
توی یک قاب روی دیوار وجودم
تا تو هستی آهی از عالم ندارم
تا تو هستی هیچ کسی نیست تمنام
و ندارم تمنای دگر را
عطر و خنده هایت امشب
شده پیدا ز وجودم
عادتم به خاطراتت نای رفتن ندارد
شده تثبیت ز قلبم و دگر وصفی ندارم
تا تو هستی من دلم گویی که امشب پای رفتن ندارد
و دگر وصفی ندارم
♥ جمعه بیست و ششم آبان ۱۳۹۶ ساعت 11:21 توسط Simadiba:
برچسب:
نویسنده: نگین میرزایی